الشيخ السبحاني
22
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
فرق انتزاع و استنتاج هنگامى كه يك حكم جزئى - خواه حقيقى يا نسبى - از يك حكم كلى استخراج شود و از كلى پى به جزئى ببريم ، در اين صورت به آن « استنتاج » مىگويند ؛ مثلا مىگوييم : العالم متغيّر و كلّ متغيّر حادث فالعالم حادث . و يا مىگوييم : زيد موجود مادى است و هر موجود مادّى فناپذير است ، پس زيد فناپذير است . ولى منظور از انتزاع اين است كه ذهن پس از ديدن چند جزئى كه از جهاتى شبيه به يكديگر هستند ، از جنبههاى مشترك آنها ، يك مفهوم كلى مىسازد كه بر افراد صادق است ، چنان كه پس از ديدن چند فرد از انسان ، لفظ انسان را انتزاع نموده و بر همه اطلاق مىكند . بديهى است كه انتزاع يك مسئله فلسفى از مسائل علوم طبيعى ، بسان انتزاع انسان كلّى از چند جزئى است و ذهن ، آن مسئله علمى را ( كه الكترونها به دور هسته مركزى مىگردند ) صغرى قرار مىدهد تا از آن يك نتيجه فلسفى بگيرد و به عبارت ديگر بر اساس يك مسئله علمى ، يك مسئله فلسفى ساخته و بر صحّت آن استدلال مىكند . رابطهء فلسفه و علم از بيان گذشته رابطهء فلسفه و علم نيز روشن گرديد و روشن شد با اينكه فلسفه غير از علم است ، مع الوصف در ميان اين دو رشته رابطه خاصى است . علم از نظر اثبات موضوع خود به فلسفه نياز شديد دارد و فلسفه